نظر جالب يه دوست!
کسی نیست تجربه عاشقی نداشته باشه
واقعا حس عجیبیه!
مثل یک یوغ بر گردن، انگار در دست و تار نامرئی یک نفر اسیر شدی، با لبخندش انگار دنیا رو بهت دادند و با اخمش انگار همون دنیا رو سرت آوار میشه.
از یک طرف آدم با همه وجودش غمگین میشه و از یکطرف شجاع و قدرتمند
ولی در کل عجیب میشه
به نظر من عاشقی مرحله دردناک و هولناکی است اما جالب، شیرین و ناشناخته که نه به جنسیت ربطی داره نه به سن و سال
بعضی وقتها حس میکنم این روزها مردم ما عاشق بودن رو فراموش کردند برای همین اینقدر غمگینند.
واقعا حس عجیبیه!
مثل یک یوغ بر گردن، انگار در دست و تار نامرئی یک نفر اسیر شدی، با لبخندش انگار دنیا رو بهت دادند و با اخمش انگار همون دنیا رو سرت آوار میشه.
از یک طرف آدم با همه وجودش غمگین میشه و از یکطرف شجاع و قدرتمند
ولی در کل عجیب میشه
به نظر من عاشقی مرحله دردناک و هولناکی است اما جالب، شیرین و ناشناخته که نه به جنسیت ربطی داره نه به سن و سال
بعضی وقتها حس میکنم این روزها مردم ما عاشق بودن رو فراموش کردند برای همین اینقدر غمگینند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۷ ساعت 20:13 توسط اميد
|